ایران کشوری است که در نگاه عمومی با زلزله شناخته میشود، اما در زیر سطح ظاهرا آرام کوههایش، آتشفشانهایی نهفتهاند که هنوز نفس میکشند. از شمال البرز تا جنوب شرق مکران، پنج آتشفشان بزرگ در این کشور وجود دارد که هرچند سالها است خاموش بودهاند، اما هنوز زندهاند.
بررسی دادههای زمینشناسی نشان میدهد که ایران در منطقهای با پتانسیل بالای فعالیت آتشفشانی قرار دارد و این خطر، هرچند خاموش، ولی همچنان زنده است.
فورانهای آتشفشانی، اگرچه نادر، اما بسیار خطرناکاند. حتی فعالیتهای کوچک مانند افزایش گاز یا انفجار بخار میتواند برای ساکنان اطراف کوهها خطرناک باشد. فورانهای بزرگ میتوانند ذرات سولفاتی را به لایههای بالایی جو بفرستند که تا چند سال دمای زمین را کاهش میدهد. در عین حال، آلودگی آب و هوا پس از فوران میتواند سلامت میلیونها نفر را تهدید کند. هرچند نبود شبکه ملی پایش و سامانه هشدار سریع، ارزیابی دقیق خطر را دشوار کرده است.
ایران؛ بر لبه کمربند آتشفشان و زلزله
ایران در محل برخورد دو صفحه بزرگ تکتونیکی، یعنی صفحه عربی و صفحه اوراسیا قرار گرفته است. این برخورد که میلیونها سال است ادامه دارد، کوههای زاگرس، البرز و ارتفاعات شرقی این کشور را پدید آورده است. این همان فرآیندی است که در نقاطی از زمین، مانند اقیانوس آرام، کمربند آتش و زلزله را شکل داده است.
در چنین پهنهای، حرکات درونی زمین نه تنها زلزله ایجاد میکنند، بلکه میتوانند مواد مذاب درون زمین را از طریق مجراهایی به سطح برسانند؛ یعنی همان چیزی که به آن «آتشفشان» میگوییم.
جغرافیای آتشفشانهای مهم ایران
مطالعات مرکز بینالمللی پایش آتشفشانها (GVP) نشان میدهد که ایران در مجموع بیش از ۱۵ مرکز آتشفشانی بالقوه دارد که فعالیتهای گازی، زمینگرمایی یا لرزهای مرتبط با ماگما (سنگ ذوبشده زیر زمین) در برخی از آنها گزارش شده است.
در نقشه زمینشناسی ایران، چند آتشفشان بهعنوان «فعال» یا «نیمهفعال» طبقهبندی میشوند. این آتشفشانها عمدتاً در امتداد کمربندهای کوهستانی شمال و شرق کشور قرار دارند.
سبلان، در شمالغرب ایران با دریاچهای در دهانه، دارای فعالیتهای ژئوترمال و چشمههای آب گرم است.
سهند، که در نزدیکی شهر تبریز قرار دارد، در گذشته فورانهایی از نوع آندزیتی (گدازههای غلیظ و چسبنده) داشته و در اطراف آن نیز مناطق جوانی از جنس سنگهای بازالتی (گدازههای تیره و تازهتر) دیده میشود.
تفتان، یکی از آتشفشانهای مهم ایران در جنوبشرق، دارای دهانههای گازی و بخار گوگردی است.
بزمان، در مجاورت تفتان، کمتر شناختهشده است اما روی همان کمربند فرورانش مکران قرار دارد.
کوه نار و کوهپیل در فارس و بوشهر، هرچند کمتر شناختهشده، اما دارای آثار گدازهای در گذشتهاند.افزون بر این موارد، شواهد زمینشناسی نشان میدهد که در نقاط دیگری از این کشور نیز ساختارهای آتشفشانی غیرفعال یا کمتر مطالعهشده وجود دارد که نیازمند بررسیهای دقیقتر علمی هستند.
بیداری تفتان؛ گزارش علمی مؤسسات جهانی
در شرق ایران، جایی میان کویر و مرزهای پاکستان، دو کوه آتشفشانی تفتان و بزمان قرار دارند. تفتان فعالترین آتشفشان ایران محسوب میشود. تفتان، در جنوب شرقی ایران، در استان سیستان و بلوچستان و در فاصله ۵۰ کیلومتری شهر خاش، با ارتفاع ۴۰۴۲ متر قرار دارد.
به گزارش رصدخانه زمین ناسا (NASA Earth Observatory) و سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، بر پایه تحلیل دادههای ماهواره سنتینل-۱ وابسته به آژانس فضایی اروپا، از جولای ۲۰۲۳ تا مه ۲۰۲۴ قله آتشفشان تفتان در سیستان و بلوچستان حدود ۹ سانتیمتر بالا آمده است؛ پدیدهای که میتواند نشانه افزایش فعالیتهای زیرزمینی باشد.
بررسیهای فنی نشان میدهد که منبع این تورم ناشی از فعالیت سامانه هیدروترمال در عمق تقریبی ۴۹۰ تا ۶۳۰ متر زیر سطح زمین است و برخلاف برخی گمانهها، نشانهای از تزریق ماگما در عمق زیاد مشاهده نشده است.
دادههای ماهواره تصاویر سنتینل-۱، افزایش گازهای گوگردی و حرارت سطحی را تأیید میکند. این در حالی است که از این آتشفشان بیش از ۷۰۰ هزار سال فورانی ثبت نشده بود.
از سوی دیگر، به گزارش برنامه جهانی آتشفشانشناسی اسمیتسون (Smithsonian GVP)، در مه ۲۰۲۴ افزایش انتشار گازهای گوگردی و بخار آب در اطراف شهر خاش در جنوبشرقی ایران را تایید میکند که موجب افزایش موارد مراجعه بیماران با علائم تنفسی به مراکز درمانی شد.
بر اساس این گزارش، فومارولهای فعال (شکافها یا دهانههای کوچک) در دامنه جنوبی قله تفتان منبع اصلی این گازها بودهاند. این دهانههای بخار با انتشار مداوم دیاکسید گوگرد (SO₂)، رسوباتی از گوگرد، کلرید آهن، اوپال و گچ در اطراف خود برجای گذاشتهاند. کارشناسان تأکید کردهاند که این پدیده نشاندهندهی تداوم فعالیت حرارتی در سامانه آتشفشانی تفتان است.
سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) در گزارشهای اخیر تأکید کرده است که برای ارزیابی دقیق خطر، باید سامانههای هشدار زمینسنجی مانند جیپیاس و حسگرهای گاز در اطراف تفتان نصب شود.
در همین حال، دانشنامه بریتانیکا، در آخرین نسخهی خود، تفتان را «آتشفشانی نیمهفعال» توصیف کرده است؛ لقبی که نشان میدهد این کوه هنوز کاملاً خاموش نشده و فعالیت حرارتی درونی آن ادامه دارد.
در کنار تفتان، کوه بزمان در سیستان و بلوچستان نیز گنبدی از گدازههای قدیمی دارد. بررسیهای ماهوارهای در سالهای اخیر افزایش گرمای سطحی در این منطقه را نشان دادهاند؛ نشانهای که هرچند لزوماً به معنی فوران نیست، اما نیاز به پایش فعال و منظم دارد.
فاصله زیاد این مناطق از مراکز تصمیمگیری و ضعف شبکه لرزهنگاری، باعث شده آتشفشانهای شرق کشور تقریباً از دید سیاستگذاران پنهان بمانند.
دماوند؛ منبع ریسک پنهان
کوه دماوند نه تنها بخشی از هویت اسطورهای ایران است، بلکه از دید زمینشناسی یک آتشفشان جوان محسوب میشود. آخرین فوران بزرگ آن حدود ۳۸۰۰ سال پیش روی داده است، اما انتشار گازهای گوگردی، خروج بخار از دهانه جنوبی و چشمههای گوگرددار پیرامونی نشانههایی از زنده بودن این سیستم ماگمایی هستند.
اگرچه احتمال فوران در آینده نزدیک پایین برآورد میشود، اما باید توجه داشت که حتی یک فعالیت گازی شدید یا ریزش دهانه میتواند بر مناطق پرجمعیتی مانند تهران، آمل، بابل و دماوند اثر بگذارد.
در آگوست ۲۰۲۵، ویدیوهایی از خروج بخار و گاز سفید از دهانه قله دماوند منتشر شد، اما کارشناسان از جمله سازمان زمینشناسی ایران و متخصصان زلزلهشناسی در این کشور تأکید دارند این پدیده طبیعی و تکراری است و ناشی از خروج گازهای فومرول (مانند گوگرد و بخار آب) یا ذوب یخچالها است. آنها اعلام کردند که هیچ شواهدی از افزایش فعالیت ماگمایی، زلزلههای مرتبط یا فوران وجود ندارد.
اما، در سناریوی فوران دماوند، مهمترین تهدید نه گدازه بلکه خاکستر آتشفشانی و باران اسیدی است که میتواند ترافیک هوایی، نیروگاههای برق، تصفیهخانهها و حتی سلامت انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
در حالی که آتشفشانهایی مانند اتنا یا وسوویوس در ایتالیا تحت رصد دقیق ماهوارهای و زمینی هستند، دماوند هنوز فاقد شبکه پایش مستمر فشار گاز، تغییر شکل زمین و دمای سطحی است.
چالشهای ساختاری پایش آتشفشان در ایران
با وجود موقعیت زمینساختی فعال و وجود چندین آتشفشان مهم در این کشور، ایران هنوز در زمینه پایش و مدیریت خطر آتشفشانی با کمبودهای جدی روبهرو است. سیاستهای بحران در ایران بیشتر حول گسلها است و آتشفشان، در اولویت دوم یا سوم قرار گرفته است.
بنا به نظر کارشناسان یکی از مهمترین چالشهای در این زمینه برای ایران، عدم عضویت در سازمانهای بینالمللی مربوطه است. ایران تاکنون بهصورت رسمی عضو شبکه جهانی دیدهبانی آتشفشانها (WOVO) یا انجمن بینالمللی آتشفشانشناسی و شیمی درونزمین (IAVCEI) نشده است. این عدم عضویت، مانع از تبادل سریع دادهها و هشدارهای جهانی میشود.
از سوی دیگر در این کشور مرکز ملی پایش آتشفشان نیز وجود ندارد. در واقع، در حال حاضر مرکز ملی مستقلی برای پایش آتشفشانها در ایران وجود ندارد و دادهها بهطور پراکنده توسط مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران و سازمان زمینشناسی ایران، برخی دادههای لرزهای و گازی را جمعآوری میکنند، اما شبکهای ملی و پیوسته برای هشدار آتشفشانی وجود ندارد.
از دیگر چالشها میتوان به فقدان سامانه هشدار سریع آتشفشان در ایران اشاره کرد. هیچ سیستم هشدار سریع، برای مناطق پرجمعیت نزدیک به آتشفشانهایی چون دماوند وجود ندارد، در حالیکه چنین سامانههایی در بسیاری از کشورهای آتشفشانخیز فعالاند.
تعداد حسگرهای گازی، ایستگاههای جیپیاس و دادههای حرارتی ماهوارهای در ایران بسیار محدود است و این کمبود، ارزیابی دقیق تغییرات پوسته و فعالیت زیرسطحی را دشوار میسازد. از طرفی، آموزشهای آگاهیبخش درباره رفتار آتشفشانها، تخلیه اضطراری و خطر گازها هنوز در مدارس و رسانهها نیز به صورت مشخص تبیین نشده است.
این چالشها نشان میدهد که برای تبدیل علم آتشفشانشناسی به ابزار مؤثر مدیریت بحران، ایران نیازمند سرمایهگذاری فوری، همکاریهای بینالمللی و ایجاد شبکهای ملی و منسجم است.
سناریوی بحران؛ اگر دماوند یا تفتان فوران کند
یک فوران آتشفشانی لزوماً به معنای انفجار بزرگ نیست. گاهی گازدهی یا انتشار خاکستر میتواند خطرناکتر از گدازه باشد.
در سناریوی فرضی فوران دماوند، خاکستر میتواند تا شعاع ۱۰۰ کیلومتر پخش شود و تهران، مازندران و حتی قزوین را تحت تأثیر قرار دهد. ذرات ریز خاکستر میتوانند در چند ساعت سامانه هوایی کشور را مختل کنند. بارش باران اسیدی ممکن است کشاورزی مناطق اطراف را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
در شرق ایران نیز فوران تفتان، علاوه بر خطر مستقیم، بر مسیرهای تجاری چابهار ـ زاهدان و تأسیسات صنعتی اثر خواهد گذاشت.
کشورهایی با ریسک مشابه، مثل ژاپن یا اندونزی، برای چنین سناریوهایی نقشه تخلیه، تمرین اضطراری و سامانه هشدار سریع دارند؛ اما بنا به اطلاعات موجود در رسانهها در ایران، هنوز این سناریو حتی در سطح شهرهای نزدیک تدوین نشده است.
تجربه جهانی؛ از ژاپن تا اندونزی
کشورهای مختلف جهان برای پایش و رصد کوههای آتشفشانی خود، برنامههای متعددی را دنبال میکنند.
ژاپن، یکی از پیشرفتهترین شبکههای پایش آتشفشان را دارد؛ سازمان هواشناسی ژاپن با بیش از ۱۱۰ ایستگاه جیپیاس و شبکههای لرزهای، هر ساعت وضعیت ۱۱۱ آتشفشان را رصد میکند. این کشور دارای سامانه هشدار سریع و آموزش عمومی منظم در مدارس است.
ایسلند، با وجود جمعیت اندک، از پیشرفتهترین سامانههای InSAR، جیپیاس و پایش گازی برخوردار است. مرکز ملی علوم زمین ایسلند در زمان بروز فعالیتهای زیرزمینی، هشدارها را در کمتر از چند دقیقه منتشر میکند.
ایتالیا، از طریق مؤسسه ملی ژئوفیزیک و آتشفشانشناسی (INGV)، آتشفشانهایی چون وزوو، اتنا و استرومبولی بهصورت ۲۴ساعته زیر نظرند. دادهها بهطور عمومی منتشر میشود و همکاری نزدیکی با اتحادیه اروپا دارد.
اندونزی، با بیش از ۱۲۰ آتشفشان فعال، شبکهای گسترده از ایستگاههای لرزهای و حرارتی دارد و عضو فعال WOVO است. در این کشور، تخلیه مناطق پرخطر ظرف چند ساعت پس از هشدار انجام میشود.
مسیر آینده؛ از هشدار تا فرصت
در حالی که آتشفشان برای ایران یک تهدید خفته محسوب میشود، از سوی دیگر این کشور میتواند از پتانسیل زمینگرمایی آتشفشانها، کاربردهای مختلفی از جمله تولید برق پاک استفاده کند. پروژههای زمینگرمایی در نزدیکی سبلان و دماوند آغاز شدهاند، اما هنوز در مراحل آزمایشیاند. با تقویت این پروژهها، این کشور هم از نظر انرژی پاک سود میبرد و هم نظارت مداوم بر فعالیتهای زیرزمینی افزایش مییابد. به این ترتیب، مدیریت خطر و توسعه پایدار میتوانند در کنار هم حرکت کنند.
آتشفشانهای ایران بخشی از واقعیت پویای زمین این سرزمیناند؛ پدیدههایی که در سکوت ادامه حیات میدهند و هر لحظه میتوانند از حالت نهفته به فعال بازگردند.
این نوشته توسط یکی از همکاران فریلنسر تیآرتی فارسی به رشته تحریر درآمده است. نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.













