جنگ چهارروزه میان پاکستان و هند در ماه مه ۲۰۲۵ اگرچه بهطور ناگهانی پایان یافت، اما پیچیدگیهای تازه و خطرناکتری را به اختلافات دیرینه میان این دو رقیب هستهای افزود.
برخلاف گذشته که هر درگیری میان دو کشور با میانجیگری یا دیپلماسی دوجانبه دنبال میشد، این بار وضعیت کاملاً در بنبست قرار دارد.
اسلامآباد و دهلینو عملاً هیچ گفتوگویی با یکدیگر ندارند؛ آن هم در شرایطی که جنگی از شعارهای ملیگرایانه و تحریکآمیز برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی در هر دو کشور جریان دارد.
در پاکستان، اولین سالگرد این جنگ کوتاه بهعنوان یک پیروزی نظامی گرامی داشته میشود و همراه با این تعهد است که هرگونه تجاوز احتمالی آینده با قدرت، دقت و عزم بیشتر پاسخ داده خواهد شد.
در مقابل، دهلینو این مناسبت را با تأکید بر تحمل صفر در برابر تروریسم و تمجید از نیروهای مسلح خود بهدلیل واکنش قاطع به حمله شبهنظامیان در منطقه پهلگام در کشمیر تحت کنترل هند برگزار میکند.
دهلینو پاکستان را به حمایت از حملهای متهم کرده بود که به کشته شدن ۲۶ غیرنظامی، عمدتاً گردشگران انجامید، اما با وجود درخواستهای مکرر پاکستان، هیچ مدرکی در این زمینه ارائه نکرد.
زخمهای کهنه
ریشه خصومت میان پاکستان و هند به تاریخ بازمیگردد. در مرکز این اختلافات، منطقه هیمالیایی کشمیر قرار دارد که اکثریت جمعیت آن مسلمان هستند و قطعنامههای سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ خواستار برگزاری رفراندوم در آن شدهاند.
پاکستان و هند هر دو بخشی از این منطقه مورد مناقشه را در اختیار دارند و بر تمام آن ادعا دارند. دو کشور بر سر کشمیر در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۵، ۱۹۷۱ و سپس درگیری محدود منطقه کارگیل در سال ۱۹۹۹ وارد جنگ شدند.
از آن زمان تاکنون، بهطور کلی نوعی وضعیت موجود حفظ شده است، هرچند دو طرف همواره یکدیگر را به حمایت از تروریسم متهم کردهاند.
اما اولین تحول سرنوشتساز زمانی رخ داد که نارندرا مودی، نخستوزیر ملیگرای هند، در پنجم آگوست ۲۰۱۹ وضعیت کشمیر تحت کنترل هند را تغییر داد؛ او با لغو وضعیت ویژه قانون اساسی این منطقه، آن را به بخشی از قلمرو اتحادیه هند تبدیل کرد.
این اقدام یکجانبه نهتنها تضمینهای قانون اساسی دهلینو به مردم کشمیر را نقض کرد، بلکه قطعنامههای سازمان ملل و توافقات دوجانبه با پاکستان را نیز نقض نمود.
پاکستان در واکنش، سطح روابط دیپلماتیک با هند را کاهش داد و تجارت مستقیم میان دو کشور را متوقف کرد.
اما پس از حمله پهلگام در آوریل ۲۰۲۵، دولت مودی از یک خط قرمز دیگر نیز عبور کرد و پیمان آبهای سند مصوب سال ۱۹۶۰ را به حالت تعلیق درآورد.
این توافق که با میانجیگری بانک جهانی منعقد شده بود، نحوه تقسیم آب شش رودخانه میان پاکستان و هند را تعیین میکرد. این پیمان در گذشته، حتی در زمان جنگها و درگیریها نیز پابرجا مانده بود.
اما مودی با شعار «خون و آب نمیتوانند همزمان جریان داشته باشند» قواعد بازی را تغییر داد و عنصر جدیدی را به فهرست رو به افزایش اختلافات دو کشور افزود.
برای پاکستان، جریان آب سه رودخانهای که طبق توافق بانک جهانی به این کشور اختصاص یافته، مسئلهای حیاتی و مرتبط با بقا محسوب میشود. رهبران پاکستان بارها اعلام کردهاند که مسدود شدن آب توسط هند بهمنزله اقدام جنگی تلقی خواهد شد و به همان شکل پاسخ داده میشود.
موضوع پیمان آبهای سند ظرفیت آن را دارد که به درگیری دیگری آن هم در ابعادی گستردهتر تبدیل شود.
هندوتوا بهعنوان سیاست خارجی
با این حال، استراتژی لبه پرتگاه مودی با سیاست گستردهتر هندوتوای او همخوانی دارد؛ سیاستی که در داخل، ضداقلیتها بهویژه ضد مسلمانان و در عرصه خارجی ضدپاکستان است.
این رویکرد سختگیرانه و تندروانه هندوتوا، فضای اندکی برای عقبنشینی و تنشزدایی باقی میگذارد و رهبری هند را به گروگان شعارهای خود تبدیل میکند.
در دوران مودی، ماهیت مناقشه پاکستان و هند نیز بهطور چشمگیری تغییر کرده است. این مناقشه دیگر صرفاً به درگیریها و نبردهای محدود در امتداد خط کنترل ــ مرز موقتی تقسیمکننده کشمیر ــ یا مرز بینالمللی محدود نمیشود.
اکنون هند در واکنش به هرگونه حمله ادعایی از سوی بازیگران غیردولتی در کشمیر، آستانه درگیری را پایین آورده و با عبور از مرز بینالمللی، حملاتی را در عمق خاک پاکستان انجام میدهد؛ همانگونه که در ۲۶ فوریه ۲۰۱۹ در مقیاسی محدود و سپس بار دیگر در جریان درگیری مه ۲۰۲۵ رخ داد.
حمله فوریه ۲۰۱۹ بیشتر جنبه نمادین داشت، اما درگیری مه ۲۰۲۵ بسیار گستردهتر بود؛ در جریان آن، ارتش هند به بهانه هدف قرار دادن زیرساختهای تروریستی، مناطق غیرنظامی در عمق خاک پاکستان را هدف قرار داد.
درگیری سال ۲۰۲۵ شامل حملات موشکی و پهپادی، نبردهای هوایی و عملیات چندبعدی از سوی دو قدرت هستهای بود. کوچکترین اشتباه محاسباتی از سوی هر یک از طرفین میتوانست به فاجعهای هستهای منجر شود؛ موضوعی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها بر آن تأکید کرده است.
این سناریوی احتمالی در پی مداخله آمریکا و گزارشهایی درباره سرنگونی بیش از شش جنگنده هندی، از جمله جنگندههای پیشرفته فرانسوی رافال، مهار شد.
اگرچه هند بهطور رسمی هرگونه دخالت طرف سوم در برقراری آتشبس یا حتی سرنگونی جنگندههایش را رد میکند، اما اظهارات ترامپ و تأیید نقش او از سوی پاکستان، با موضع هند در تضاد است.
با این حال، فراتر از ادعاهای رسمی پیروزی از سوی هر دو طرف، این درگیری توانمندیهای نظامی، محدودیتهای استراتژیک، آسیبپذیریهای اقتصادی و چالشهای ادامهدار در مسیر آشتی را آشکار کرد.
هند با آمادگی برای حمله به عمق بیشتری از خاک پاکستان، سطح تنش را افزایش داد. در مقابل، پاکستان نیز بهطور مؤثری از سامانههای تأمینشده توسط چین، بهویژه در نبردهای فراتر از میدان دید، استفاده کرد و گزارشهای تأییدشدهای درباره تلفات هوایی هند منتشر شد. واکنش پاکستان نشان داد که این کشور توان پاسخگویی متقابل را دارد.
در تمام مدت این درگیری کوتاه، سایه تسلیحات هستهای بر منطقه سنگینی میکرد. پاکستان با تشکیل نشست فرماندهی ملی هستهای نوعی سیگنال هستهای ارسال کرد. با این حال، اسلامآباد به سیاست خویشتنداری خود پایبند ماند؛ سیاستی که تحت تأثیر فشارهای خارجی برای مهار بحران تقویت شد.
تجارب و درسهای حاصله ؟
این درگیری کوتاه همچنین نشان داد که یک جنگ طولانیتر میتواند هزینههای فاجعهباری هم انسانی و هم اقتصادی در پی داشته باشد.
هند با تولید ناخالص داخلی بیش از چهار تریلیون دلار، توان بیشتری برای تحمل شوکهای جنگ دارد، اما باید هزینههای اقتصادی آن از جمله اختلال در تجارت، فرار سرمایهگذاران و هزینههای سنگین نظامی را نیز بپردازد.
جنگ برای اقتصاد شکننده پاکستان که با تورم، رشد پایین و بدهی سنگین مواجه است چالش بزرگتری محسوب میشود.
به همین دلیل، پاکستان احتمالاً بهدنبال درگیری شدید اما کوتاهمدت خواهد بود تا در کوتاهترین زمان ممکن بیشترین آسیب را به هند وارد کند و همزمان از تسلیحات هستهای خود بهعنوان سپری در برابر یک جنگ طولانی استفاده کند.
اما سیاست لبه پرتگاه از سوی هر دو طرف، خطرات و هزینههای انسانی عظیمی به همراه دارد.
آخرین درگیری بار دیگر نشان داد که صلح پایدار در جنوب آسیا تا زمانی که مسئله اصلی کشمیر مطابق قطعنامههای سازمان ملل حلوفصل نشود، دستنیافتنی باقی خواهد ماند.
موضوع تازه ایجادشده درباره پیمان آبهای سند نیز از سوی هند به مسئله گستردهتر کشمیر گره خورده است؛ اما برای جلوگیری از آغاز دوباره درگیریها، باید فوراً به آن رسیدگی شود.
هرگونه جنگ بر سر آب میتواند پیامدهای فاجعهباری برای منطقه داشته باشد. تنها راه جلوگیری از یک فاجعه تمامعیار، بازگشت به اجرای کامل و واقعی پیمان مورد حمایت بانک جهانی است.
در آینده، هرگونه تعامل دیپلماتیک عادی و معنادار مستلزم آن خواهد بود که دهلینو وضعیت ایالتی بخش تحت کنترل هند در کشمیر را به شرایط پیش از پنجم آگوست ۲۰۱۹ بازگرداند.
دهلینو با عبور از خطوط قرمز متعدد، عملاً درهای تعامل دیپلماتیک عادی با پاکستان را بسته است.
تنها ازسرگیری دیپلماسی عادی میتواند به احیاء و گسترش اقدامات اعتمادساز منجر شود؛ از جمله پایبندی به آتشبس در خط کنترل، گفتوگوهای نظامی، تجارت و ارتباطات مردمی. دو کشور همچنین باید نگرانیهای یکدیگر درباره تروریسم را مورد رسیدگی قرار دهند.
این فهرست مطالبات میتواند گستردهتر شود، اما با سختتر شدن مواضع دو طرف، چشمانداز دستیابی به یک گشایش دیپلماتیک در آینده نزدیک بسیار ضعیف به نظر میرسد.
فعلاً، دستکشها از دست خارج شدهاند (طرفین برای نبرد آمادهاند).
امیر ضیاء
نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.















