درگیریهای نظامی که در ۲۸ فوریه با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شده بود، با اعلام آتشبس در هشتم آوریل جای خود را به یک سکوت متشنج داد. این وقفه که باعث شد منطقه نفس کوتاهی بکشد، همچنان این سوال حیاتی و مهم را پیش رو دارد که آیا این وضعیت به یک صلح پایدار تبدیل خواهد شد یا پیشدرآمدی برای یک جنگ ویرانگرتر خواهد بود؟
در حالی که اعلام تمدید آتشبس مشروط در در ۲۱ آوریل توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا تا زمانی که پیشنهادی از سوی ایران ارائه شود و مذاکرات به نتیجه برسد، ابهام در میز مذاکره را عمیقتر کرده است؛ تداوم محاصره دریایی توسط آمریکا و موضع سازشناپذیر ایران در مسائل استراتژیک کلیدی، این پرسش را که طرفین چگونه دستاوردهای میدانی خود را به دیپلماسی منعکس خواهند کرد، پیچیدهتر میکند.
تیآرتی فارسی پویاییهای این روند را که بر بستری بسیار شکننده پیش میرود، بررسی کرده و دیدگاه چند کارشناس را درباره این پرسش که «آتشبس ایران و آمریکا چه آیندهای خواهد داشت؟» جویا شده است.
دکتر مصطفی جانر، عضو هیئتعلمی انستیتوی مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ساکاریا، در گفتوگو با تیآرتی فارسی خاطرنشان کرد که مشاهده میشود طرف ایرانی با رویکردی بسیار سختگیرانهتر و بدون انعطافتر پیش میرود.
جانر با بیان اینکه میتوان گفت دلیل این امر حضور فرماندهان فعلی یا سابق سپاه پاسداران در میان چهرههای تاثیرگذار در فرآیندهای تصمیمگیری است؛ از سوی دیگر اظهار داشت که ایران معتقد است با شکست نخوردن نظامی از آمریکا، پیروز جنگ بوده و فکر میکند آمریکا در تلاش است نتایجی را که در طول جنگ به دست نیاورده، از طریق مذاکره حاصل کند.
جانر به این نکته اشاره کرد که به همین دلیل ایران معتقد است مزیت استراتژیک در اختیار آنهاست و آنچه را که در میدان به دست آوردهاند، در پای میز مذاکره از دست نخواهند داد.
جانر تاکید کرد که برگ برنده ایران؛ کنترل بر تنگه هرمز، مقاومت نشان داده شده در طول جنگ و حفظ ساختار سیاسی و در عین حال توانایی حفظ موقعیت خود در پروندههای اصلی مورد مطالبه آمریکا (هستهای، موشکی، نیروهای نیابتی و غیره) است.
این کارشناس با اشاره به اینکه نقاط ضعف ایران شامل ضربه وارد شده به زیرساختهای دفاعی، ایجاد خسارتی بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار، محاصره بنادر ایران در هرمز توسط آمریکا و نگرانی از نحوه مدیریت تنشهای سیاسی و اجتماعی پس از جنگ است؛ ابراز داشت که این وضعیت، هرچند ایران خود را پیروز جنگ میبیند، تلاش برای دستیابی به یک توافق را برای کشور ضروری میسازد.
جانر با بیان اینکه ترامپ به دلیل عدم موفقیت در تبدیل دستاوردهای نظامی و تاکتیکی به موفقیتهای سیاسی و استراتژیک تحت فشار است، خاطرنشان کرد که موضع انتقادی بازیگران مختلف داخلی نسبت به جنگ ایران، انتخابات میاندورهای نوامبر و فشار اسرائیل برای ادامه جنگ، از دیگر عوامل ایجاد فشار بر ترامپ هستند. از این رو، وی اظهار داشت که ترامپ بدون اینکه در برابر افکار عمومی آمریکا چهرهای شکستخورده از جنگ ایران از خود نشان دهد، به دنبال توافق است و محاصرهای که در تنگه هرمز اعمال کرده، برگ برنده اوست.
جانر همچنین خاطرنشان کرد که در این میان، آمریکا به تقویت نظامی خود ادامه میدهد و در صورت شکست مذاکرات، برای ورود مجدد به جنگ آماده میشود.
جانر با بیان اینکه اختلافات میان طرفین ادامه دارد و شکاف بزرگی میان خواستههای دو طرف وجود دارد، تاکید کرد که احتمال استقبال مثبت ترامپ از پیشنهاد اخیر ایران مبنی بر ابتدا جنگ را تمام کنیم، سپس درباره مسئله هستهای گفتگو کنیم ضعیف است.
این کارشناس با اشاره به اینکه تلاشهای میانجیگرانه کشورهای منطقه نیز ادامه دارد و این کشورها به دنبال راه حلی پایدار از طریق یک توافق منطقهای هستند، اظهار داشت که این تلاشها پتانسیل تولید نتیجه را دارند، اما ابتدا طرفین باید مواضع خود را به یکدیگر نزدیک کنند. جانر در پایان سخنان خود افزود که نتیجه تمام این تحولات، آشکار شدن الگوی یک درگیری منجمد است.
دکتر رحیم فرزام، کارشناس مرکز مطالعات ایرانی (ایرام) در گفتوگو با تیآرتی فارسی اظهار داشت که آینده آتشبس همچنان بسیار مبهم به نظر میرسد. به گفته او، اگرچه طرفین سعی دارند هزینه درگیری مستقیم را محدود کنند، اما تابلوی موجود بیش از آنکه یک مصالحه واقعی باشد، منعکسکننده توازنی شکننده مبتنی بر بازدارندگی متقابل است.
این کارشناس یادآور شد که به ویژه مسئله تنگه هرمز و محاصره دریایی، همچنان یکی از اصلیترین برگهای برندهای است که طرفین نمیخواهند از آن عقبنشینی کنند.
فرزام اظهار داشت در حالی که واشنگتن معتقد است میتواند ظرفیتهای اقتصادی و انرژی ایران را تحت فشار نگه دارد؛ تهران نیز فکر میکند میتواند با تهدید امنیت انرژی در خلیج، هزینهها را جهانی کند. تاکید شد که به همین دلیل، هر دو طرف با این فرض عمل میکنند که طرف مقابل شکنندهتر از خودشان است و معتقدند هنوز گزینههای بیشتری برای تشدید تنش در اختیار دارند.
این کارشناس وضعیت را با این جملات خلاصه کرد که از نظر آمریکا، این به معنای افزایش فشار بر سیستمهای زیرساختی و انرژی ایران است؛ در حالی که از نظر ایران، شامل احتمال فعالسازی ابزارهای فشار جدید از طریق بابالمندب و خطوط انرژی خلیج است. این وضعیت، آتشبس را بیش از آنکه به یک راه حل دائمی تبدیل کند، به یک فرآیند انتظار کنترلشده بدل میسازد.
رحیم فرزام اظهار داشت که حتی اگر طرفین به میز مذاکره بازگردند، ظهور یک توافق جامع در کوتاهمدت به ویژه در پرونده هستهای دشوار به نظر میرسد. این کارشناس با بیان اینکه به نظر میرسد تهران اخیراً بیشتر به رویکرد توقف درگیری و واگذاری مسئله هستهای به زمان روی آورده است، تاکید کرد که با در نظر گرفتن توازن قدرت فعلی در سیاست داخلی ایران، مکانیزمی مشابه مدلی که در سال ۱۹۸۸ خمینی را به سمت آتشبس سوق داد، امروز وجود ندارد.
طبق ارزیابی فرزام، در آن دوره نخبگان سیاسی میتوانستند با برجسته کردن پایداریناپذیری اقتصادی از آتشبس دفاع کنند، اما امروز وزن بوروکراسی امنیتی و به ویژه سپاه پاسداران در درون سیستم بسیار بارزتر است. فرزام با اشاره به اینکه حتی اگر صداهای متفاوتی در داخل ایران وجود داشته باشد، خط مشی منعکس شده به بیرون در مرحله فعلی به جای عقبنشینی، در جهت تداوم مقاومت است، تاکید کرد که پیامهای عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در تماسهای دیپلماتیک اخیرش نیز نشان میدهد که حداقل در حال حاضر، نشانههای قوی مبنی بر آمادگی برای توافق علیرغم هزینههای جنگ در تهران وجود ندارد.
امینه گؤزده توپراک، کارشناس مرکز مطالعات ایرانی (ایرام) در گفتوگو با تیآرتی فارسی، پاسخ خود را با بیان اینکه آتشبس ایران و آمریکا همچنان بر بستری بسیار شکننده پیش میرود، آغاز کرد.
توپراک با اظهار اینکه علیرغم اینکه توقف درگیری نظامی به خودی خود آستانه مهمی است، احتمال تبدیل آتشبس فعلی به یک توافق جامع، الزامآور و پایدار در کوتاهمدت بسیار ضعیف به نظر میرسد؛ خاطرنشان کرد که تعداد موضوعات مورد بحث بر سر میز زیاد است و معانی، انتظارات و خطوط قرمزی که طرفین برای این موضوعات قائل هستند، به شدت با یکدیگر تفاوت دارد.
این پژوهشگر با تاکید بر اینکه یکی از نکات کلیدی در این فرآیند این است که آتشبس برای آمریکا به معنای پایان دیپلماسی فشار نیست، تصریح کرد که محاصره، فشار تحریمها و سیاستهای مهار نشاندهنده اراده واشنگتن برای تداوم فشار بر ایران در دوره پس از جنگ است.
با این حال، توپراک با تاکید بر اینکه واقعبینانه نخواهد بود اگر فرض کنیم این استراتژی آمریکا، ایران را در کوتاهمدت به تسلیم کامل وادار میکند؛ اظهار داشت که فشار محاصره و تحریم هزینههای جدی بر اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد و درآمدهای انرژی، کانالهای تجارت خارجی، قدرت تحرک مالی و رفاه اجتماعی کشور از این فرآیند تاثیر منفی خواهد پذیرفت.
اما طبق ارزیابی این کارشناس، احتمال اینکه این فشار مستقیماً به امتیاز دادن تبدیل شود، یعنی ایران در پروندههای امنیتی اصلی به خط مورد نظر واشنگتن بیاید، بسیار پایین است.
به گفته این کارشناس، این امر سه دلیل اصلی یعنی ساختار نفوذپذیر و غیرمنزویکننده کامل محاصره، ظرفیت فوقالعاده دولتی ایران که به زندگی تحت تحریم عادت کرده است و رفلکس تهران برای تحمیل هزینه به طرف مقابل با ابزارهای نامتقارن (انرژی، بازیگران نیابتی، سایبری و غیره) به جای امتیاز دادن دارد.
در نهایت، توپراک تاکید کرد که هرچند دیپلماسی در فرآیند آتشبس زنده و فعال به نظر میرسد، اما این تحرک به تنهایی برای ایجاد خوشبینی کافی نیست و اگرچه طرفین در حال گفتوگو هستند، اما بستر استراتژیک مشترکی بر روی موضوعات مورد بحث شکل نگرفته است.
توپراک با بیان اینکه دست نکشیدن آمریکا از انتظار تسلیم و رویکرد دیپلماسی فشار و همچنین روی آوردن ایران به استراتژی افزایش هزینه تحت فشار، منطقه را همواره در معرض احتمال تنش مجدد قرار میدهد؛ تاکید کرد که آتشبس فعلی را باید به جای دریچهای محکم رو به صلح پایدار، به عنوان یک گذرگاه تنگ و شکننده دید که هر لحظه ممکن است دوباره بسته شود.
توپراک در پایان سخنان خود افزود که تا زمانی که توازن واقعبینانهتری میان آمریکا و ایران در موضوعات فشار، امتیاز و تضمینهای امنیتی برقرار نشود، منطقه متاسفانه به زندگی در سایه احتمال جنگ نظامی ادامه خواهد داد.














