«عجم» در امپراطوری عثمانی بهعنوان منطقهای شامل ایران امروزی و بخشهایی از عراق، آذربایجان، خراسان، ماوراءالنهر و ترکستان شناخته میشد و از نظر فرهنگی، نماینده فرهنگ ایرانی شامل زبان فارسی، آدابورسوم، هنر و ادبیات فارسی بود. گاه نیز بهعنوان اصطلاحی مذهبی برای اشاره به مذهب شیعه به کار میرفت.
بااینحال، معنای دقیق "عجم" در طول زمان و در بافتهای مختلف تغییر میکرد. در ابتدا، به سرزمینهای غیر ترکنشین در شرق اطلاق میشد، اما بعداً فقط به ایران اشاره میکرد. گاه نیز بار منفی داشت و برای تحقیر به کار میرفت. امروزه، «عجم» در زبان ترکی مدرن بهندرت استفاده میشود و جای خود را به واژههایی با بار معنایی مثبتتری داده است.
حافظ عجم یا سید علی العجمی نیز نامش به سبب محل تولدش بود، چرا که محل تولد سید علی شهر بردع در قفقاز بود و ترکان عثمانی او را از جغرافیایی میدانستند که ادبیات فارسی تا آنجا پیش رفته بود. ازآنجاکه بردع زادگاه اوست نامش در برخی منابع تاریخی این شهر آمده است. الفقیر محمد الشهیر باالحافظ ابن احمد ابن عادل پاشا نام کاملی است که حافظ عجم در آثارش خود را با آن معرفی کرده است.
در آن دوران، تبریز مرکز علمی و فرهنگی بود و حافظ عجم نیز برای کسب علم و دانش به این شهر سفر کرد. او در تبریز، تحت تعلیم مولانا مزید، دانشمند مشهور آن زمان، قرار گرفت و علوم مختلف، از جمله فقه، اصول، تفسیر و کلام را فراگرفت.
در سال ۱۵۰۱، زمانی که شاه اسماعیل بر دولت صفوی و سلطان بایزید دوم بر دولت عثمانی حکومت میکردند، حافظ عجم از تبریز به شهر آماسیه مهاجرت کرد. در آماسیه، حافظ با «مؤیدزاده عبدالرحمان پاشا» آشنا شد و در نزد وی مورداحترام و تجلیل قرار گرفت. روایت است که ریشه این آشنایی هم به تبریز و زمان تحصیلشان در نزد جلالالدین دوانی برمیگردد. پس از مدتی حافظ عجم با خطاط مشهور شیخ حمدالله نیز آشنا میشود و این آشناییها آوازة وی را میان اندیشمندان، شاعران و دانشمندان امپراطوری عثمانی همهگیر میسازد.
قلم حافظ عجم او را به سرای عثمانی برد
چگونگی راهیابی حافظ به دربار عثمانی، سؤالی است که شاید ذهن بسیاری از محققین در این زمینه را به خود مشغول کرده باشد. در این میان، نقش "مؤیدزاده عبدالرحمان پاشا" از اهمیت ویژهای برخوردار است.
عبدالرحمان پاشا با پیشینهای که از تبریز داشته است، در آماسیه به طور کامل با حافظ آشنا میشود و استعداد و نبوغ او را در شعر و ادب فارسی بهخوبی درک میکند. او حافظ را به سلطان«بایزید دوم» معرفی کرده و از تواناییهای او در سخنوری و سرودن اشعار پرمغز سخن میگوید. بایزید دوم که خود علاقهمند به زبان و ادبیات فارسی است، تحتتأثیر توصیفات عبدالرحمان پاشا قرار میگیرد و حافظ را به مقام مدرسی مدرسهی آنکارا منصوب میکند.
این پیشنهاد، نقطه عطفی در زندگی حافظ به وجود میآورد و راه را برای حضور او در دربار عثمانی و آشنایی با نخبگان و ادیبان این سرزمین باز میکند. حافظ علاوه بر مهارت بینظیر در سرودن شعر، در سایر علوم رایج زمان خود نیز صاحبکمال و تخصص بوده و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است. تسلط ایشان بر مباحث فقهی از خلال نگارش حاشیهای بر کتاب شرحالوقایة در زمانی کوتاه و تقدیم آن به سلطان بهوضوح آشکار میشود.
پس از تقدیم کتاب حاشیه بر شرح الوقایه لصدر الشریعه به سلطان، حافظ به مقام استادی مدرسه چلبی محمد در مرزیفون (واقع در استان آماسیه) نائل آمد. ایشان در ادامه به ترتیب در مدارس عتیقعلی پاشا (استانبول)، اورخان غازی (ازنیکِ بورسا)، صحن ثمان (استانبول) و در نهایت ایاصوفیه به تدریس علوم مختلف پرداختند.
حافظ عجم، در حدود سال ۱۵۴۲ با دریافت حقوق بازنشستگی ماهانه به مبلغ ۷۰ آقچه، از شغل رسمی خود بازنشسته میشود و با جدیت و اشتیاقی مضاعف به فعالیتهای تألیفی در زمینههای مختلف علمی میپردازد. بررسی شواهد موجود نشان میدهد که حافظ عجم از نخستین سالهای ورود به قلمرو عثمانی تا حدود ۲۵ سال بعد، به تدریس علوم مختلف اشتغال داشته است. در این دوران پربار، ایشان ضمن نگارش حاشیههای متعدد بر کتب مشهور زمان خود، تألیفات جدیدی نیز به گنجینه علوم افزوده و با ارتقای مستمر دانش و مهارت خود، به مقام استادی در مهمترین مدارس امپراطوری عثمانی نائل آمده است.
حافظ عجم، روشناییبخش تاریکیها با حاشیهنویسی
حاشیهنویسی، هنری ظریف و سترگ است که نیازمند دانش عمیق، قدرت تحلیل و قلمی توانا است. حافظ عجم با اتکا به این تواناییها، بر متون مشهور زمان خود، از جمله شرحالوقایة، شرح المصباح، مفتاح العلوم، شرح المواقف و تجرید العقائد، حاشیههایی نگاشته که گواه عمق دانش و تسلط او بر علوم مختلف است.
حاشیه، واژهای آشنا که در حوزهی ادبیات و علوم دینی نقشی کلیدی ایفا میکند. گویی در کنار متنی اصیل، کلیدی گرهگشا بهسوی فهم عمیقتر آن به دستمان میدهد. حافظ عجم، شاعری نامدار و چهرهای برجسته در عرصهی حاشیهنویسی، از این کلیدها به بهترین نحو بهره برده و گامی بلند در مسیر روشنگری اندیشهها برداشته است.
حاشیهنویسی حافظ عجم نهتنها از نظر علمی ارزشمند بودند، بلکه ارتقای مقام علمی و مدرسی او را نیز به دنبال داشتند. آثار حائز اهمیت حافظ عجم در حاشیهنویسی عبارتاند از:
حاشیه بر شرح الوقایة (حاشية على شرح الوقاية لصدر الشريعة): این حاشیه بر کتاب شرحالوقایة، اثر عبیدالله بن مسعود المحبوبی، نگاشته شده و نشانگر عمق دانش فقهی حافظ عجم است.
حاشیه بر شرح المصباح (حاشية على شرح المصباح): شرح المصباح، اثر سید شریف الجرجانی، شرحی بر کتاب مفتاح العلوم ابو یعقوب السکّاکی است. حافظ عجم این شرح را در زمانی کوتاه به نگارش درآورد و تبحر خود در علم بلاغت را به اثبات رساند.
حاشیه بر شرح مفتاح العلوم (حاشية على شرح مفتاح العلوم): این حاشیه به طور مستقیم بر بخش سوم کتاب مفتاح العلوم ابو یعقوب السکّاکی نگاشته شده و حاوی نکات ارزشمندی در علم بلاغت است.
حاشیه بر شرح المواقف (حاشية على شرح المواقف): شرح المواقف، اثر برجسته سید شریف الجرجانی در علم کلام، از جمله آثاری است که حافظ عجم حاشیهای بر آن نوشته است. او این حاشیه را به سلطان بایزید دوم تقدیم کرد.
محاکمة التجرید: این اثر حاشیهای بر کتاب تجرید العقائد نصرالدین طوسی است و به تبیین و شرح مباحث پیچیده کلامی میپردازد.
حافظ عجم، شاعر و مفسر نامدار، در حوزههای مختلف علمی و ادبی آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است. تسلط او بر علوم مختلف، بهخصوص فقه، کلام و فلسفه، در آثارش بهوضوح قابلمشاهده است. برخی از مهمترین آثار حافظ عجم عبارتاند از:
رساله فی تصویر الهیولا: این اثر فلسفی به بررسی مفهوم «جوهر ماده» یا "مادهٔ اولیه هستی" میپردازد. حافظ عجم در این رساله، دیدگاههای مختلف درباره این موضوع را بررسی کرده و نظرات خود را نیز ارائه میکند.
مدینة العلم: این اثر در هشت باب تنظیم شده و در هر باب، به یکی از موضوعات علمی مهم و اثر شاخص آن حوزه پرداخته شده است. برای مثال، در علم فقه، کتاب «الهدایه» از برهانالدین مرغینانی مورد بررسی قرار گرفته است.
معارک الكتائب في مباحث من العلوم والكتب: این کتاب اثری جامع است که بهمانند دانشنامهای در موضوعات مختلف علمی و کتب معروف آن حوزهها به بحث میپردازد. حافظ عجم در این اثر، بهنقد و بررسی آثار بزرگان علم و فلسفه پرداخته است.
فهرست العلوم: این اثر دانشنامهای دربارهی دستهبندی و شرح علوم است.
علاوه بر آثار ذکر شده، حافظ عجم تألیفات دیگری نیز داشته که برخی از آنها مفقود شدهاند. نام این آثار در منابع مختلف ذکر شده است. مشاعر الشعرا، نوشتهی عاشق چلبی؛ الشفائق النعمانيّة فی علماءِ دولتِ العثمانیه اثر طاش کوپریزاده احمد افندی، شقائق ترجمهسی از مجدی،کتائب أعلام الأخيار من فقهاء مذهب النعمان المختار از محمود بن سليمان الكفوی و غیره از منابعی هستند که خبر از آثار حافظ عجم میدهند.
تألیفات و حواشی حافظ عجم، نشانگر تسلط او بر علوم مختلف، بهخصوص فقه، اصول، تفسیر و کلام است. او با آثار خود، توجه مورخین، اندیشمندان و دانشمندان بعد از خود را نیز به این علوم جلب کرده است که گلیبولولو مصطفی عالی در مورد تسلط وی به علوم مختلف، علم وی را درخشانتر از خورشید توصیف میکند.
حافظ عجم نقشی مهم در ارتباط فرهنگی و علمی ایران و ترکیه ایفا کرده است. او به مثابهی پلی میان این دو کشور، حیات و نگرش علمی، ادبی، فرهنگی و اجتماعی ایران را به سرزمین عثمانی منتقل کرد. پیش از حافظ عجم، دانشمندان و بزرگان دیگری نیز به سرزمین عثمانی مهاجرت کرده و افکار و اندیشههای خود را در آن سرزمین به اشتراک گذاشته بودند. از جمله این دانشمندان میتوان به شهابالدین ابن عربشاه، فخرالدین عجمی، محیالدین الطالشی و مسعود الشیروانی اشاره کرد. اما حافظ عجم در میان همه آنها نمونهای واحد و کمنظیر محسوب میشود.
این نوشته توسط یکی از همکاران فریلنسر تیآرتی فارسی به رشته تحریر درآمده است. نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.




















