برای پنجمین بار، ترکیه میزبان مجمع دیپلماسی آنتالیا بود و بار دیگر یک پلتفرم مرکزی برای دیپلماسی بحران جهانی از غزه و ایران تا اوکراین ایجاد کرد.
در حالی که بازیگران بینالمللی به طور گسترده نمایندگی شدند، اروپای غربی به شکلی مشهود محتاط باقی ماند. این امر از آن جهت بسیار قابلتوجه است که اروپا به ویژه از بحرانهای کنونی از جنگ در اوکراین و تشدید تنش در خاورمیانه تا ناامنی انرژی تأثیر میپذیرد.
با این حال، بهجای بهرهبرداری از این بستر دیپلماتیک، اروپا همچنان فاصله خود را حفظ کرده و تحت تأثیر ملاحظات ایدئولوژیک و درک ناکافی از تغییرات در توازن قدرت جهانی باقی مانده است. در نتیجه، نقش ترکیه بهعنوان یک بازیگر مستقل دیپلماتیک بیش از پیش برجسته میشود.
نقش دیپلماتیک رو به رشد ترکیه
در سالهای اخیر، ترکیه از طریق دیپلماسی فعال و توانمندیهای رو به رشد دفاعی، به یک بازیگر کلیدی تبدیل شده است.
با نگاهی به بحرانهای بزرگ جهانی که دستور کار بینالمللی را شکل میدهند، مشخص میشود که بسیاری از این درگیریها در مجاورت جغرافیایی مستقیم ترکیه رخ میدهند.
بهار عربی به جنگ داخلی سوریه در مرزهای جنوبی ترکیه انجامید، در حالی که جنگ عراق پیشتر منطقه را بیثبات کرده بود.
در شمال، جنگ روسیه و اوکراین ادامه دارد و در شرق، اشغال چند دههای قرهباغ کوهستانی با حلوفصل مناقشه میان آذربایجان و ارمنستان پایان یافت. جنگ داخلی در لیبی نیز منطقه مدیترانه را متزلزل کرد و پیامدهای امنیتی مستقیمی برای ترکیه داشت.
از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، وضعیت در خاورمیانه بیش از پیش وخیم شده است. یکی از شدیدترین جنایات تاریخ معاصر علیه فلسطینیان در غزه در حال وقوع است. در همین حال، اسرائیل فعالیتهای نظامی خود را در سطح منطقهای گسترش داده است.
با حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، سطح تنش به مرحلهای جدید با پیامدهای جهانی رسید که از جمله مهمترین آن بستهشدن تنگه هرمز و تشدید بحران انرژی است.
تمام این بحرانها در محیط راهبردی نزدیک ترکیه رخ میدهند و بهطور مستقیم بر امنیت، اقتصاد و ملاحظات انسانی کشور تأثیر میگذارند. آنکارا در این محیط نقش فعال و تأثیرگذاری ایفا کرده است. در برخی موارد، از جمله در سوریه، لیبی و در چارچوب مسئله قرهباغ ترکیه بهطور نظامی مداخله کرده است.
در موارد دیگر، بهویژه میان روسیه و اوکراین چه در حل بحران غلات، چه در تسهیل تبادل اسرا و چه در فراهمکردن زمینه مذاکرات مستقیم میان طرفهای درگیر ترکیه بهعنوان میانجی عمل کرده است.
توانمندیهای تقویتشده نظامی و دیپلماتیک ترکیه به مهار برخی بحرانها و در موارد دیگر به جلوگیری از تشدید بیشتر آنها کمک کرده است. این تحولات، ترکیه را از کشوری که مدتها عمدتاً درگیر چالشهای داخلی بود، به یک بازیگر کلیدی منطقهای و یک میانجی نوظهور در سطح جهانی تبدیل کرده است.
امروز، ترکیه دیگر صرفاً بخشی از محیط بحران نیست، بلکه بازیگری است که بهطور فعال محیط و بازیهای منطقه را شکل میدهد. در این چارچوب، مجمع دیپلماسی آنتالیا را میتوان بهعنوان نمادی از تجربه دیپلماتیک تثبیتشده، ظرفیت سیاسی برای اقدام، و روابط شکلگرفته ترکیه با بازیگران مختلف بینالمللی در نظر گرفت.
در حوزههای بحرانی یادشده، ترکیه موضعی اتخاذ کرده که بهطور قابلتوجهی با بسیاری از کشورهای اروپای غربی متفاوت است. در حالی که بسیاری از این کشورها سیاستهای خود را نزدیک به مواضع اسرائیل تنظیم میکنند، آنکارا تلاش کرده است سیاست خود را بر اصول بنیادین حقوق بینالملل و سنتهای تثبیتشده دیپلماتیک استوار کند.
همین ترکیب از سیاست خارجی مبتنی بر اصول، انعطافپذیری راهبردی و تجربه دیپلماتیک، به ترکیه جایگاهی نسبتاً قوی و قابلاعتماد بخشیده است. آنکارا نهتنها از این موقعیت برای تثبیت استقلال راهبردی خود استفاده کرده، بلکه آن را در جهت حل بحرانها نیز به کار گرفته است.
ترکیه بر سه ستون شامل نخست، موضع سیاسی منسجم و قابلفهم؛ دوم، شایستگی دیپلماتیک تاریخی؛ و سوم، قدرت نظامی و توان بازدارندگی رو به افزایش اصلی استوار است.
موفقیت مجمع دیپلماسی آنتالیا، که امسال برای پنجمین بار برگزار شد، ملموسترین نمود این روند تاکنون به شمار میرود. سطح بالای مشارکت بینالمللی، گستردگی موضوعات مورد بحث و افزایش اهمیت این مجمع نشان میدهد که ترکیه بهتدریج در حال تثبیت خود بهعنوان یک مرکز مستقل دیپلماتیک است. این مجمع مکانی است که در آن دیدگاههای متنوع به هم میرسند و بحرانهای جهانی خارج از قالبهای سنتی غربی بازتعریف میشوند.
اروپا در دیپلماسی جهانی؛ شکلدهنده یا تماشاگر؟
بیشتر بحرانهای یادشده مستقیماً بر اروپا تأثیر میگذارند. جنگ روسیه و اوکراین، نقش اسرائیل در تضعیف نظم و هنجارهای حقوقی بینالمللی، حملات به ایران و بحران انرژی ناشی از آن، همگی مستقیماً منافع و ثبات کشورهای اروپایی را تهدید میکنند. با این حال، کارنامه کلی اروپا ناامیدکننده است.
نه در حل این بحرانها و نه در محدودکردن مؤثر پیامدهای آنها، اروپا نتوانسته نقشی مستقل ایفا کند. کاهش وزن سیاسی اروپا در میز مذاکرات و محدودبودن توان اقدام آن بدون حمایت ایالات متحده، اکنون به واقعیتی آشکار در سیاست اروپا تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، مسئله یافتن گزینههای راهبردی جایگزین مطرح میشود. نگاهی به موقعیت ژئواستراتژیک اروپا نشان میدهد که این قاره بهطور فزایندهای در چارچوب محدودیتهای ساختاری قرار گرفته است.
اروپا که میان روسیه بهعنوان چالش امنیتی و چین بهعنوان قدرت اقتصادی گرفتار شده، همچنان استقلال خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی، جستوجوی شرکای جدید بیش از پیش ضروری میشود.
ترکیه بهعنوان گزینهای آشکار مطرح است؛ نزدیکی جغرافیایی، ظرفیت سیاسی برای اقدام و حضور در مناطق کلیدی بحران، فرصت ملموسی برای اروپا فراهم میکند تا فضای مانور از دسترفته خود را بازیابد.
با این حال، قابلتوجه است که با وجود این منافع، اروپا همچنان از تعمیق همکاری با ترکیه پرهیز میکند. بهجای توسعه مشارکتهای راهبردی جدید، ترکیه بهطور فزایندهای در کنار رقبای ژئوپلیتیک اروپا مانند روسیه و چین قرار داده میشود.
اظهارات اخیر اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، گویای این رویکرد است که اروپا ترکیه را نه در کنار خود، بلکه در مقابل خود قرار میدهد. هرچند این اظهارات بعداً تعدیل شد، اما همچنان نشاندهنده نگرش اساسی اروپا نسبت به ترکیه است.
این رویکرد در پرتو واقعیتهای ژئوپلیتیک، بهطور فزایندهای غیرمنطقی به نظر میرسد. در دورهای از عدمقطعیت فزاینده و کاهش نفوذ، فاصلهگذاری ایدئولوژیک از ترکیه بهسختی قابلدرک است. اروپا باید اولویتهای راهبردی خود را بازنگری کرده و فضای مانور خود را گسترش دهد. همکاری با ترکیه بر پایهای برابر، دیگر یک گزینه نیست، بلکه یک ضرورت است.
زمان برای این بازنگری محدود است. با ادامه تغییر نظم جهانی، فضای مانور اروپا بیش از پیش کاهش خواهد یافت.
آیهان ساری
نظرات بیان شده در این نوشته نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تیآرتی فارسی نمیباشد.



















