اشک و خشم در پایتخت ایران؛ گزارشی از مراسم دفن کشتهشدگان جنگ ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل
خانوادههای قربانیان حملات آمریکا و اسرائیل در تهران، همزمان با آمادهسازی قبرهای جدید در بهشت زهرا، برای جانباختگان سوگواری کردند؛ جنگی که به گفته مقامات ایرانی بیش از ۱۳۰۰ کشته برجای گذاشته است.
در بهشت زهرای جنوب تهران، روند دفن کشتهشدگان جنگ اخیر میان ایران با ایالات متحده و اسرائیل در حالی ادامه دارد که خانوادهها در فضایی آمیخته از اندوه، خشم و همبستگی گرد هم آمدهاند.
این جنگ از ۲۸ فوریه با موجی از حملات هوایی به تهران و دیگر شهرهای ایران آغاز شد و به گفته مقامات ایرانی تاکنون بیش از ۱۳۰۰ کشته برجای گذاشته و منطقه خاورمیانه را وارد بحرانی گسترده کرده است.
در قطعه ۴۲ این قبرستان، گورکنها در حال آمادهسازی محلهای جدید دفن بودند و کارگران سنگهای مرمر سفید با نام جانباختگان را آماده میکردند. همزمان، پیکرهای تازه به محل منتقل میشد و در یکی از این مراسمها، در حالی که تابوتی بر دوش خانواده حمل میشد، صدای یک حمله هوایی در اطراف قبرستان شنیده شد و دودی خاکستری از منطقهای نزدیک به هوا برخاست.
مرضیه رضایی، یکی از مادران داغدار، برای پسر ۲۳ سالهاش عرفان شمعی سوگواری میکرد؛ جوانی که چهارم مارس در انفجاری در یک پادگان آموزشی در کرمانشاه کشته شد. به گفته وی، شدت انفجار بهحدی بود که محل استقرار فرزندش به آتش کشیده شد و جسد وی بهگونهای سوخته بود که امکان مشاهده آن برای خانواده فراهم نشد.
وی با یادآوری آخرین گفتوگوی خود با پسرش گفت: دو ماه بود که او را ندیده بودم.
رضایی افزود قرار بود او روز دوشنبه، همان روزی که خبرنگاران با او دیدار کردند، به مرخصی بازگردد و این سفر بخشی از تدارکات ازدواجی بود که قرار بود بهزودی برگزار شود. وی همچنین با اندوه گفت: پسرم از تاریکی میترسید.
در این بخش از قبرستان، قبرها زیر سایهبانهایی مزین به تصاویر جانباختگان و پرچمهای ایران قرار داشت. زنان در کنار مزارها نشسته بودند؛ برخی آرام اشک میریختند و برخی دیگر در اوج اندوه با مشت به سینه خود میکوبیدند. کامیونی حامل گلهای رنگارنگ در نزدیکی محل مستقر بود و گلبرگها بر روی قبرها پاشیده شده بود، در حالی که از بلندگوها نوحههای سوگواری پخش میشد.
در میان دفنشدگان، اعضای بسیج، گروه داوطلب وابسته به سپاه پاسداران و نیز مقامات و بازداشتشدگان زندان اوین دیده میشدند؛ زندانی که در جریان این جنگ و همچنین در حملات ژوئن سال گذشته هدف قرار گرفته بود.
فاطمه، ۵۸ ساله، نیز برادر ۴۴ ساله خود را در روزهای ابتدایی جنگ از دست داده است. او گفت برادرش هنگام تلاش برای نجات افرادی که در یک خودروی بمبارانشده گرفتار شده بودند، در اثر انفجار دوم و اصابت ترکشها بهطور مرگبار زخمی شد. او میگوید: برادرم بدون مادر بزرگ شد. من او را بزرگ کردم.
در حالی که بسیاری از حاضران در سوگ فرو رفته بودند، برخی نیز خشم خود را نسبت به حملات ابراز کردند. مادر احسان جنگروی ۲۵ ساله با اشاره به ادامه حملات در حالی که مشتش را گره کرده بود گفت که وقتی دل ما را میسوزانید، ما را متوقف نمیکنید، ما را به زانو درنمیآورید.