رویارویی خیابان‌های اروپا با واقعیت تروریسم پ.ک.ک/ی.پ.گ

گسترش خشونت‌های سازمان‌یافته هواداران پ.ک.ک/ی.پ.گ در شهرهای اروپایی، بار دیگر این واقعیت را پیش روی افکار عمومی گذاشت که تساهل چندساله اروپا در برابر این گروه تروریستی، امروز به تهدیدی مستقیم برای امنیت خیابان‌های این قاره تبدیل شده است.

By
تقابل پلیس بلژیک با هواداران گروه تروریستی پ.ک.ک/ی.پ.گ / عکس: AA

در روزهای اخیر خیابان‌های اروپا شاهد تظاهرات‌های خشونت‌آمیز هواداران گروه تروریستی پ.ک.ک/ی.پ.گ بوده است که در بسیاری از موارد با هنجارشکنی‌های گسترده و حمله به نیروهای پلیس و شهروندان همراه بوده است. چنانکه در آخرین بیانیه صادر شده در این خصوص دادستانی فدرال بلژیک اعلام کرد سه نفر از حامیان گروه تروریستی پ.ک.ک/ی.پ.گ به دنبال ناآرامی‌های رخ‌داده در بروکسل بازداشت شده‌اند. بر اساس بیانیه دادستانی فدرال بلژیک، در جریان این آشوب و ناآرامی‌ها، اشیایی از جمله سنگ، بطری شیشه‌ای و تجهیزات مبلمان شهری به سوی نیروهای پلیس پرتاب شد که در نتیجه آن، ۹ مأمور پلیس زخمی شدند.

از سوی دیگر بنا به اخبار منتشر شده در رسانه‌های فرانسه حامیان گروه تروریستی پ.ک.ک و شاخه سوری آن، ی.پ.گ، روز ۲۲ ژانویه در شهر مارسی فرانسه نیز اقدام به برپایی شورش خشونت‌آمیز کردند. بنا به ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی تظاهرات‌کنندگان با به آتش کشیدن سطل‌های زباله، تخریب واحدهای تجاری و حمله به یک مرکز پلیس، موجب ناآرامی گسترده در شهر شدند.

اگرچه این تظاهرات‌ها در واکنش به تلاش برای بازیابی اقتدار مرکزی دمشق بر مناطق تحت کنترل پ.ک.ک/ی.پ.گ و درگیری‌های صورت گرفته میان حکومت مرکزی سوریه و این گروه تروریستی به وقوع پیوست اما در ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی آلمان، هلند و فرانسه مشاهده می‌گردد که رستوران‌ها و شهروندان عادی سوری هدف هواداران گروه تروریستی پ.ک.ک/ی.پ.گ بوده‌اند.

با نگاهی ژرف‌تر به آنچه در هفته‌های اخیر در خیابان‌های برلین، بروکسل، پاریس، زوریخ و ژنو رخ داد، می‌توان ادعا نمود که این رفتارهای هنجارشکن صرفاً مجموعه‌ای از ناآرامی‌های پراکنده نبود؛ بلکه نشانه‌ای عیان از بحرانی عمیق‌تر در سیاست امنیتی و حقوقی اروپا نیز می‌باشد که تاکنون آگاهانه یا ناآگاهانه کتمان شده بود. خشونت سازمان‌یافته هواداران پ.ک.ک/ی.پ.گ در قلب شهرهای اروپایی، این واقعیت را دگرباره به افکار عمومی نشان داد که مسئله تروریسم پ.ک.ک/ی.پ.گ، سال‌هاست از مرزهای جغرافیایی خاورمیانه عبور کرده و به درون زندگی روزمره اروپاییان نفوذ یافته است.

اگرچه تا پیش از این، اروپا ترجیح می‌داد پ.ک.ک و شاخه‌های وابسته به آن را مسئله‌ای خارجی و مربوط به ترکیه یا سوریه تلقی کند. اما صحنه‌های سنگ‌پرانی، حمله به پلیس، تخریب اموال عمومی، مسدودسازی حمل‌ونقل شهری و حتی استفاده از سلاح سرد در خیابان‌های اروپا، این توهم را درهم شکست. قربانیان این خشونت‌ها نه‌تنها نیروهای پلیس، بلکه شهروندان عادی، کسبه سوری و اعضای دیاسپورای ترک بودند؛ یعنی دقیقاً همان گروه‌هایی که قرار بود از چتر قانون و امنیت اروپا بهره‌مند باشند.

به نظر کارشناسان ریشه این بحران را باید در سال‌ها تساهل سیاسی، ابهام حقوقی و نوعی مدارا‌ی گزینشی جست‌وجو کرد. در حالی که سالیان سال است که نمادها و پرچم‌های بسیاری از گروه‌های تروریستی در اروپا با واکنش فوری و قاطع مواجه می‌شوند، نمادهای پ.ک.ک عملاً در یک منطقه خاکستری قرار گرفتند؛ گویی قانون در این مورد تصمیم نداشت یا اراده اجرای خود را از دست داده بود. این تناقض آشکار، نه‌تنها اصل حاکمیت قانون را تضعیف کرد، بلکه به هواداران این گروه پیام روشنی داد: می‌توان مرزها را آزمود و هزینه‌ها را به تعویق انداخت.

با نگاه به تاریخچه حضور پ.ک.ک در غرب می‌توان ادعا نمود مشکل اروپا فقط امنیتی نیست، بلکه تا حد زیادی نسلی و ذهنی است. این نگاه نیز عمدتاً ناشی از میراث نگاه نادرست و خطرناک غرب به پ.ک.ک می‌باشد. چنانکه، شبکه‌هایی که تاکنون به دلیل فعالیت‌های تروریستی از ترکیه رانده شده بودند، در اروپا مجال بازسازی، سازمان‌دهی و نفوذ در جوامع مهاجر را یافتند؛ آن هم در حالی که نهادهای اطلاعاتی غرب از این واقعیت بی‌خبر نبودند، اما ترجیح دادند آن را مسئله‌ای خارجی تلقی نمایند.

امروز اما شرایط تغییر کرده است. جامعه اروپا به‌تدریج در حال رسیدن به این جمع‌بندی است که واردات منازعات خارجی به خیابان‌های این قاره، خط قرمزی است که دیگر قابل تحمل نیست. نکته مهم آن است که این تغییر نگرش، به معنای طرد مهاجران یا نفی تکثرگرایی نیست. برعکس، اکثریت قاطع دیاسپورای سوری و ترک، خود قربانی این شبکه‌ها هستند و هیچ نسبتی با خشونت و تروریسم ندارند. مسئله، برخورد با یک سازمان مشخص و ساختارمند است که اروپا خود آن را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده، اما سال‌ها در مقام عمل به مماشات با آن پرداخته است.

آنچه اکنون پیش روی اروپا قرار دارد، یک انتخاب راهبردی است: ادامه سیاست واکنشی و مداخله پس از وقوع خشونت، یا حرکت به سمت پیشگیری ساختاری از طریق شفافیت حقوقی، اجرای یکسان قانون و مقابله زودهنگام با تبلیغات و سازمان‌دهی تروریستی. تجربه اخیر نشان داده است که مدارا با نمادها و شبکه‌ها، نه نشانه تساهل دموکراتیک، بلکه زمینه‌ساز بی‌ثباتی و ناامنی است.

واقعیت این است که دموکراسی با قاطعیت در برابر تروریسم تضعیف نمی‌شود؛ بلکه با استانداردهای دوگانه و چشم‌پوشی انتخابی آسیب می‌بیند. خیابان‌های اروپا اکنون با هزینه‌ای سنگین، در حال آشنا شدن با این حقیقت‌اند. پرسشی که در این میان نیاز به پاسخی اساسی دارد این است که آیا این آگاهی دیرهنگام به تغییر پایدار سیاست‌ها خواهد انجامید، یا بار دیگر، پس از فروکش کردن بحران، به فراموشی سپرده خواهد شد؟

این نوشتار توسط یکی از همکاران فریلنسر تی‌آرتی فارسی به رشته تحریر درآمده است و نظرات مطرح شده در آن نظر نویسنده مطلب است و الزاما بازتاب رویکرد تی‌آرتی فارسی نمی‌باشد.