کدام طرف در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پیروز شد؟
جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل با ایران با اعلام آتشبس وارد مرحلهای جدید شد؛ تیآرتی فارسی در گفتوگو با اورال طوغا، دکتر مصطفی جانر و دکتر سرهان آفاجان، ابعاد نظامی، راهبردی و پیامدهای این جنگ را بررسی کرده است.
با تشدید تنشهای دیرینه میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، منطقه وارد یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین مراحل تقابل نظامی شد؛ درگیریای که طی حدود ۴۰ روز، علاوه بر میدان نبرد، اقتصاد جهانی و معادلات ژئوپلیتیکی را نیز تحت تأثیر قرار داد.
در این دوره، آمریکا و اسرائیل با حملات مستقیم، اهدافی در داخل ایران را هدف قرار دادند و ایران نیز در پاسخ، حملاتی را علیه اسرائیل و همچنین اهدافی در عراق، اردن و برخی کشورهای خلیج انجام داد. همزمان، تعلیق عبور و مرور در تنگه هرمز، به افزایش شدید قیمت نفت و اختلال در زنجیره تأمین جهانی انجامید.
بر اساس دادههای منتشرشده، این جنگ با تلفات انسانی و خسارات گسترده همراه بود؛ منابع ایرانی از کشتهشدن بیش از سه هزار نفر، از جمله مقامات سیاسی و نظامی، و آسیبدیدن بیش از ۱۲۵ هزار واحد غیرنظامی خبر دادهاند.
با وجود اینکه ایران از نظر انسانی، مادی و راهبردی متحمل خسارات سنگینی شده، ابهام درباره دستیابی آمریکا و اسرائیل به اهداف استراتژیکشان در این جنگ پرسش اصلی را همچنان باقی نگه میدارد؛ آیا در این جنگ طرفی را میتوان «پیروز» دانست؟ تیآرتی فارسی برای پاسخ به این پرسش، با سه کارشناس گفتوگو کرده است.
دکتر سرهان آفاجان، استاد دانشگاه مرمره استانبول و مدیر مرکز مطالعات ایرانی (ایرام)، در گفتوگو با تیآرتی فارسی تأکید میکند که برای تعیین برنده یا بازنده این جنگ هنوز زود است.
وی با اشاره به مفاد توافقهایی که پیش از مذاکرات پاکستان در رسانهها منتشر شد، وضعیت کنونی را «جنگ بیانیهها» توصیف میکند و معتقد است طرفها در حال حاضر بیش از آنکه به نتیجه نهایی رسیده باشند، در سطح بیانیهها و مواضع سیاسی در حال رقابت هستند.
به گفته آفاجان، اگر قرار باشد توافقی حاصل شود، طرفها ناگزیر خواهند بود از مطالبات حداکثری خود عقبنشینی کرده و در یک نقطه میانی به تفاهم برسند. وی تأکید میکند که جنگ عملاً پایان نیافته و نتیجه آن یا از طریق توافق مشخص خواهد شد یا با ورود به مرحلهای شدیدتر از درگیری تعیین میشود.
این کارشناس با اشاره به اینکه ایران عملاً به این جنگ کشیده شده است، تصریح میکند که ایران را بهجز در یک مورد، در هیچیک از ابعاد این جنگ نمیتوان برنده دانست. به گفته وی، تنها نکتهای که میتوان بهعنوان امتیاز برای ایران در نظر گرفت، عدم تحقق هدف آمریکا و اسرائیل برای فروپاشی نظام سیاسی این کشور است.
آفاجان همچنین تأکید میکند که ایران احتمالاً به مطالبات حداکثری آمریکا تن نخواهد داد. وی در ارزیابی خسارات ایران، به آسیبهای جدی در سطح راهبردی اشاره کرده و «کارت تنگه هرمز» را یکی از پیامدهای مهم این جنگ میداند؛ بهگفته آفاجان، استفاده گسترده ایران از این ابزار باعث خواهد شد جامعه بینالمللی در آینده رویکرد متفاوتی نسبت به تنگه هرمز اتخاذ کند.
وی همچنین میگوید کشورهای خلیج پس از این جنگ ممکن است سیاستهای متفاوتی در قبال ایران در پیش بگیرند.
آفاجان در ادامه با اشاره به نقش آمریکا میگوید که واشنگتن در این جنگ در برخی ابعاد متحمل هزینه شده، اما در عین حال توانسته ضربات قابلتوجهی به ایران وارد کند. وی اسرائیل را در این معادله برنده نسبی میداند و معتقد است که با وجود هدف قرار گرفتن خاک این کشور، میزان خسارات آن در مقایسه با ایران بسیار کمتر بوده است.
به گفته وی، در سطح منطقهای و از منظر کشورهای خلیج، نمیتوان از وجود یک برنده مشخص سخن گفت.
دکتر مصطفی جانر، عضو هیئتعلمی انستیتوی مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ساکاریا، نیز در گفتوگو با تیآرتی فارسی، آتشبس را بسیار شکننده توصیف کرده و میگوید هنوز متن مشخص و مورد توافقی میان طرفها وجود ندارد.
وی با اشاره به ادامه تنشها و اختلافات پس از اعلام آتشبس، تأکید میکند که جنگ عملاً پایان نیافته و به همین دلیل، تعیین برنده و بازنده در این مرحله دشوار است.
به گفته جانر، هم ایران و هم ایالات متحده، هم دستاوردهایی داشتهاند و هم متحمل خساراتی شدهاند. او این وضعیت را چنین جمعبندی میکند که آمریکا با وجود دستاوردهای تاکتیکی، دچار خسارات راهبردی شده و ایران با وجود خسارات تاکتیکی، به برخی دستاوردهای راهبردی رسیده است.
وی تأکید میکند که این وضعیت تصویر روشنی از برنده و بازنده ارائه نمیدهد و برای قضاوت نهایی هنوز زود است.
این کارشناس در ادامه به وضعیت منطقه اشاره کرده و میگوید برخی کشورها، از جمله امارات متحده عربی، را میتوان در زمره بازندگان قطعی این جنگ دانست و تغییر این وضعیت برای آنها دشوار خواهد بود.
به گفته جانر، اگر ایران بتواند به یک توافق صلح جامع دست یابد و کنترل خود بر تنگه هرمز را بهصورت رسمی تثبیت کند، میتواند بهعنوان برنده این جنگ شناخته شود. در مقابل، اگر آمریکا نتواند تغییری در برنامه هستهای ایران یا موضع آن درباره هرمز ایجاد کند، در موقعیت بازنده قرار خواهد گرفت.
وی در پایان تأکید میکند که مسیر آینده جنگ به مذاکرات در پاکستان وابسته است و با وجود آتشبس، هنوز فاصله زیادی تا یک راهحل پایدار وجود دارد.
اورال طوغا، کارشناس مرکز مطالعات ایرانی، نیز در گفتوگو با تیآرتی فارسی، در پاسخ به این پرسش که چه کسی برنده این جنگ است، تأکید میکند که در جنگهای مدرن نمیتوان مانند یک مسابقه ورزشی، برنده و بازنده مشخصی تعیین کرد.
وی معتقد است برای درک نتایج این جنگ، باید منتظر ماند و دید که دستاوردهای راهبردی طرفها تا چه اندازه پایدار خواهد بود.
به گفته طوغا، اگر ایران بتواند در پایان این روند تحریمها را لغو کند و وضعیت تنگه هرمز را مطابق خواستههای خود تغییر دهد، این امر میتواند بهعنوان یک دستاورد و پیروزی برای تهران ثبت شود.
وی در عین حال به تخریب زیرساختهای ایران اشاره کرده و تأکید میکند که بازسازی این خسارات در شرایط فعلی دشوار است و رفع تحریمها در این زمینه اهمیت اساسی دارد.
این کارشناس در پایان با اشاره به احتمال شکست آتشبس، تأکید میکند که روند تحولات باید با احتیاط دنبال شود.
در مجموع، ارزیابی کارشناسان نشان میدهد که جنگ ۴۰روزه ایران با آمریکا و اسرائیل، نه یک پیروزی قطعی برای یک طرف، بلکه مرحلهای از رقابت پیچیده و چندلایه بوده است.
در حالی که هر یک از بازیگران به بخشی از اهداف خود دست یافتهاند و همزمان هزینههایی متحمل شدهاند، نتیجه نهایی این تقابل بیش از میدان نبرد، به روند مذاکرات، پایداری آتشبس و تحولات سیاسی آینده وابسته خواهد بود.
از این رو، از نظر کارشناسان پاسخ به پرسش «کدام طرف پیروز شد؟» قطعی نیست و نتیجه نهایی این جنگ، بیش از میدان نبرد، در عرصه سیاست و دیپلماسی تعیین خواهد شد.